به نام خدای حسابگر ، حسابساز، حسابرس و حسابدارِ زمين و آسمان و هر آنچه در اوست.

هم او که افتتاحيه و اختتاميه همه حسابها و کتابهاست.

ترازش هميشه موزون است و موجوديهايش هميشه در فزون.

مطالبات مشکوک الوصولی ندارد چه اينکه کسی از قدرت لايزال او نميتواند بگريزد

و استهلاک انباشته محاسبه نميکند گويا که در حوزه حسابداری او چيزی بی ارزش نميشود.

به کسی ماليات نميدهد و از کسی به ناحق چيزی نميگيرد.

نه سهامی است و نه تضامنی.

هيچ شراکتی با کسی ندارد تک مالکی است و بی رقيب.

هيچ تلفيق و ادغام و ترکيبی در حوزه شخصيتش تعريف شدنی نيست.

حسابداری تورمی ندارد چه در نظرش ارزشها تغيير ناپذيرند.

حسابداريش آنقدر خالص است که

دوره مالی در آن تعريف نا شدنی و واحد پولی در آن بی معناست.

شخصيتش حوزه محدودی ندارد و ازل و ابد را در بر ميگيرد.

تداومش يک فرضيه نيست يک فرض و حقيقتی محض است.

مديريتش حسابداری است و حسابداري اش مديريت که بر مدار عدالت است و به مثقال و ذره هم ميرسد و چيزی در آن از قلم نمي افتد.

فضل و بخشش اوست که بر مدار اهميت مي چرخد و سرمايه بندگان اميدواری به اوست.

و همان است که رهايی بخش آنان از حساب و کتابش خواهد بود،

آنجا که مستجاب مي گرداند دعا بندگانش را....




تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 | 11:58 | نویسنده : رهگذر |

ميدانيد از کي لر احمق جلوه کرد؟! از وقتي که تو که خود را صاحب فرهنگ ميداني،مهمانش شدي!!و او تنها

گوسفندش را برايت سر بريد و با خوشرويي از تو پذيرايي کرد !! و آنگاه که به شهر پر زرق و برق تو آمد،آدرس

ساندويچي سر کوچه را با نگاهي عاقل اندر سفيه به او نشان دادي !!!

 

 

ميداني از کي لر احمق جلوه کرد؟! آنگاه که او تمام زندگيش را به زنش سپرد !! و تفنگ به دست از شهر و

ناموس تو دفاع کرد !!

 

ميداني از کي لر احمق جلوه کرد؟! آنگاه که تو به راحتي دين متجاوزين به کشورت را قبول کردي و او جنگيد ! و

جان داد ! ولي آن ننگ را نپذيرفت، تا توي صاحب فرهنگ و هموطنش آن را به او قالب کردي !

 

ميداني از کي لر احمق جلوه کرد؟! آنگاه که تو نفت را از سرزمين او استخراج کردي تا با پولش به لر فخر

بفروشي و آنچنان دچار توهم شوي که خود را صاحب فرهنگ بداني و لر را بي فرهنگ خطاب کني !!

 

انتشار دهيد تا شايد کمي شرمنده شوند آنهايي که به فرهنگ لر توهين ميکنند و سرگذشت احمقانه خودشان

را به اسم لر و در قالب جک لري بيان ميکنند !!

 



برچسب‌ها: جوک لری , لر

تاريخ : دوشنبه نوزدهم آبان 1393 | 14:30 | نویسنده : رهگذر |

هوا که بارانی میشود...

.

.

.

از پنجره اتاقم...



.

.

خیلی راحت تف میکنم رو ملت هیچکیم نمیفهمه!!!!!خودتی



برچسب‌ها: جوک , ابرجوک , جوک خنده دار , استاتوس خنده دار , پستای خنده دارفیسبوکی

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 | 14:1 | نویسنده : رهگذر |

لامصب اونقدی که تو کارای من گره هست تو فرش شفقی تبریز نیست



برچسب‌ها: جوک , ابرجوک , جوک خنده دار , استاتوس خنده دار , پستای خنده دارفیسبوکی

تاريخ : یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 | 10:13 | نویسنده : رهگذر |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.